جمال الدين محمد الخوانساري

228

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

2449 اذكر مع كلّ لذّة زوالها ، ومع كلّ نعمة انتقالها ، ومع كلّ بليّة كشفها ، فانّ ذلك أبقى للنّعمة وأنفى للشّهوة ، وأذهب للبطر ، وأقرب إلى الفرج ، وأجدر بكشف الغمّة ودرك المأمول . ياد كن با هر لذّتى زايل شدن آن را ، وبا هر نعمتي انتقال ورفتن آن را ، وبا هر بليّهء گشايش آن را ، پس بدرستى كه اين پاينده‌تر دارد نعمت را « 1 » ، ونيست كننده‌تر باشد خواهش وآرزو را ، وبرنده‌تر باشد فرحناكى را ، ونزديك‌تر باشد بسوى گشايش ، وسزاوارتر باشد بگشودن اندوه ودريافتن اميد داشته شده ، « پاينده‌تر داشتن نعمت » باعتبار اين است كه هرگاه كسى با هر لذّتى زايل شدن آنرا ياد كند وبا هر نعمتي انتقال آنرا ، يقين شكر آن خواهد كرد تا زوال وانتقال بآن راه نيابد پس نعمت را پاينده‌تر دارد ، و « نيست كننده‌تر بودن آن خواهش وآرزو را » باعتبار اين است كه هر گاه داند كه هر لذّتى ونعمتي را زوال وانتقال باشد ودائم نماند خواهش وآرزوى أو سست وضعيف گردد بخلاف اين كه اگر نعمتي از براي اين كس دائمي مىبود چه آدمي پر حريص مىشد در آن و « بودن آن برنده‌تر فرحناكى را

--> ( 1 ) در نسخهء مدرسهء سپهسالار باضافهء عبارت ذيل در حاشية با امضاى « منه » يعنى اين عبارت نيز از خود شارح ( ره ) است ، « اين بنا بر نسخه ايست كه « أنفى » بنون وفاء است ودر بعضي « أنقى » بنون وقاف است يعنى پاكيزه‌تر ، ودر بعضي « أتقى » بتاى دو نقطهء بالا وقاف يعنى پرهيزگارتر ، وظاهر نسخه أول است وبنا بر آن دو نسخه « من الشهوة » مناسب بود تا معنى آن باشد كه ( پاكيزه‌تر است يا پرهيزگارتر است از خواهش وآرزو ) ( منه ) » .